لبریز محبت

سه‌شنبه شب راه افتادیم که دو روز اهواز باشیم.

قلبم پر میکشید برای دیدن پدر و مادر همسرجان و خواهرشوهرا و برادرشوهرا و خانواده‌هاشون.

دو روز با هم بودیم.

چهارشنبه نجمه و سمیه اومدن و با هم ناهار خوشمزه زندایی رو خوردیم. با هم تو حیاط نشستیم، حرف زدیم و چای خوردیم. رفتیم خونه سمیه از خرازی آنلاین پردیس کلی چیزای خوشگل خریدیم. با خانم مهندس معمار، معصومه جون رفتیم پیش عمومحمود. چه لذتی بردم از هم‌صحبتی با مهندس جوان.

همسرجان که رفته بود دنبال زهرا و نوید، اومد دنبالمون. باز صحبت و لذت و خوشی و شام و خواب.

صبح پنجشنبه قرار باغ گذاشته بودیم. سمیه خاله هم اومدن. خاله فهیمه و مرضیه هم با وجود مهمون داشتن برا شام، اومدن. هم برامون سبزی خورشی خوشمزه شوشتر آوردن و هم دورهمی‌مون رو گرمتر کردند.

تجمع چهار تا فروشگاه اینترنتی بود

زمان: 2018-06-25 11:30:02